اشاره

نوشته حاضر ، درآمدي بر است بر صنعت توريسم و ابعاد فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي اين صنعت در سطوح منطقه اي و شهري . در اين مقاله ، تلاش مي شود تا با مقدمه اي هرچند مختصر در باب صنعت توريسم و گردشگري ، به شناسايي پتانسيل هاي بالقوه و بالفعل گردشگري در شهرستان سلماس پرداخته شود و با معرفي اين استعداد ها ، موانعي را که بر سر راه اين پتانسيل ها وجود دارد ، مورد بررسي قرار داده و راهکارهايي را در جهت رفع اين موانع و حرکت به سوي تعالي اين صنعت در شهرستان سلماس پيشنهاد دهيم . در اين مقاله گردشگري و توريسم مترادف هم به کار رفته اند .

بخش اول

1-    مقدمه بر صنعت توريسم و ابعاد اجتماعي آن

الگوي جديد زندگي و تغيير و تحولات طبقه متوسط شهر نشين ، نوع جديدي از پر کردن اوقات فراغت را به وجود آورده . چگونگي گذراندن تعطيلات عيد و مقايسه ي آن با سال هاي نچندان دور نشان مي دهد که الگوي فراغت از شيوه هاي قديمي و گذراندن وقت در اجتماع فاميل فاصله گرفته و بسوي سفر کشيده شده است . همانطور که مي دانيد تا قبل از انقلاب صنعتي سفر مختص به طبقه مرفه جامعه بود ، اما بعد از انقلاب صنعتي با پخش شدن پول بيشتر دست طبقه ي کارگر ، سفر گسترش پيدا کرد . بعد ها هم عوامل ديگري مثل صنعت غذاي حاضري و اينترنت کمک زيادي به صنعت توريسم کردند . اما بطور کلي بالا رفتن سطح آگاهي و ضرورت دوري از محيط کار و فشار هاي ناشي از توسعه صنعتي باعث شد که جهانگردي به عنوان يک پديده اجتماعي شناخته شود و توجه خاصي را به سمت خودش جلب کند . جامعه شناسي توريسم اين بحث را مطرح مي کند که چرا توريست عکس جمع مي کند و سرمايه دار سرمايه . سنت ها و تاريخ نقش مهمي در توريستي شدن محل دارند . توريست ها اگر دنبال يک منطقه ي صنعتي هستند ، دنبال يک منطقه صنعتي قديمي هم هستند . با اين حال نظر ديگر هم هست که توريست ها به دنبال زرق و برق هستند اما در مقابل اين نظريه جامعه شناساني که معتقدند توريست ها به دنبال تاريخ و قدمت هستند مي گويند :نقاط توريستي کوچک اند ، شهر هاي بزرگ معمولي اند ، زندگي روزمره دارند ، گرانند و غير دوستانه ، مردم تحت تسلط سازمان هاي پيچيده زندگي شان کم عمق و سطحي شده است پس دنبال واقعيت ها مي گردند ، پس مي روند تا در جاي ديگر آن را جستجو کنند . تا قبل از سال هاي 1950 مکتب هاي سوسياليستي و راديکاليستي که طرفداران زيادي هم داشتند به نحوي دست و پاي مردم را براي سفر بسته بودند اما بين سال هاي 1950 تا 1960 جوانان اروپايي با کوله پشتي و با پاي پياده بدون هيچ مقصدي و يا هدف خاصي راه افتادند و قانوني و غير قانوني از مرز ها مي گذشتند و تعداد آنها آنقدر زياد بود که از ماموران مرزبان هم کاري ساخته نبود . اين حرکت تا جايي ادامه پيدا کرد که حتي مردم هم به اين جوانان کمک مي کردند . جوانان سرگردان در ميدان ها به يکديگر مجله و کتاب هديه مي دادند و شيوه هاي ساده و ارزان آشپزي را ياد مي گرفتند و بهت انگيزترين داد و ستد فرهنگي و اجتماعي تاريخ بشر به راه افتاد .

2-   توريسم به عنوان يک پديده اجتماعي

در جهان امروز عواملي در صنعت توريسم بوجود آمده اند که مي توان به عنوان پديده هاي اجتماعي اجتناب ناپذير از آنها نام برد :

رشد جمعيت ، شهرنشيني روبه رشد و فشار هاي زندگي شهري ، رشد ارتباطات و فناوري که موجب آگاهي مي شود ، رشد حمل و نقل ، افزايش اوقات فراغت ، افزايش مشاغل جهانگردي در تجارت جهاني . الگويي وجود دارد که نشان دهنده ي سير تکاملي و مرحله هايي است که صنعت جهانگردي در جامعه طي مي کند . اين مرحله ها عبارتند از : اکتشاف ، درگيري و مشارکت ، رشد و توسعه ، همبستگي ( استحکام و انسجام ) ، اشباع شدن ( رکود ) بعد از پشت سر گذاشتن اين مرحله تجديد حيات و دوباره جوان شدن است . مرحله ي همبستگي تنها مرحله اي است که اثرات اجتماعي زيادي دارد .

3-  تاثيرات فرهنگي و اجتماعي صنعت توريسم

توريستي شدن يک منطقه ، منجر به تاثير و تاثرات متقابلي بين جامعه ميزبان ( منطقه توريستي ) و جامعه ميهمان ( جمعيت گردشگران ) به لحاظ فرهنگي و اجتماعي مي گردد . منظور از اثرات اجتماعي تغييراتي است که در زندگي مردم جامعه ي ميزبان به وجود مي آيد و اين تغيير به دليل تماس مستقيم اهالي و ساکنان بومي و جهانگردان است و منظور از اثرات فرهنگي تغييراتي است که در هنر ، آداب و رسوم و معماري مردم ساکن جامعه ميزبان رخ مي دهد .اين آثار را به شرح زير مي توان توضيح داد :

1- آثار مقصد بر گردشگر :   

  سلامت جسم و روان : با صنعتي شدن زندگي و شرايط خاصي که بر جهان به سبب روند شتابان شهرنشيني و آلودگي هاي محيط شهري به وجود آمده ، سلامت جسمي و رواني افراد در معرض تهديد قرار گرفته است و توريسم به مثابه راه حلي گاه مفيد در تامين اين سلامت داراي کارکرد است .

   کسب تجربه : از آنجا که محيط مقصد ، محيط متعارف زندگي و کسب و کار گردشگر نيست ، و او شناخت کمي نسبت به مکان مورد بازديد دارد ، هر برخورد او با مقصد مي تواند تجربه اي نو براي او باشد که موجب پختگي فرد مي شود تا جايي که سعدي گفته :

 بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي /// صوفي نشود صافي تا درنکشد جامي

 2- تاثيرات فرهنگي اجتماعي گردشگري بر مقاصد :

هرچه تعداد گردشگران در محيطي بيشتر باشد تاثير آنها هم برمقصد بيشتر است . البته نوع گردشگر هم بسيار مهم است به عنوان مثال گردشگران فرهنگي (گردشگران کاوشگر) وقتي به جايي سفر مي کنند به شدت نسبت به رعايت قواعد فرهنگي جامعه مقصد خود را متعهد مي دانند و به نوعي مي کوشند تا احترام به سنت ها بگذارند در مقابل آنها گردشگران تفريحي هستند که معمولا کمتر چنين دغدغه اي را دارند . گردشگر هم مي تواند بر مقصد تاثير بگذارد هم مي تواند تاثير بگيرد . به عنوان مثال يکپارچگي مقصد يا اصالت سنت هم در اين زمينه تاثير گذار است ، در جوامعي با پايه هاي فرهنگي قوي تاثير پذيري از مهمان ها کمرنگ تر و در عوض شايد تاثيرگذاري بر آنها قدرتمند تر باشد . اما هرچه جامعه دچار چندپارگي فرهنگي باشد که حاصل شرايط بد اقتصادي و سياسي و ... داد تاثيرپذيري آن از فرهنگ ميهمان مي تواند گسترده تر باشد . از جمله تاثيراتي که گردشگران بر جامعه مقصد مي گذارند عبارتند از :

-         نحوه هزينه کردن : الگوهاي هزينه ي سفر توسط گردشگر مي تواند جامعه ي مقصد را مورد تاثير قرار دهد .  فرض کنيد که گردشگران بيش از حد در مکاني خرج کنند ، و اين امر حالت فخر فروشي به خود بگيرد و اين امر موجب شکاف ميان جامعه محلي و گردشگران منجر خواهد شد . البته اين موضوع هم بيشتر براي گردشگران تفريحي پيش مي آيد تا گردشگران فرهنگي .

-          تنوع بخشي : اين مسئله در جوامع بسته در بلند مدت مي تواند به باز شدن فضاي اجتماعي و فرهنگي و تعامل بيشتر افراد در جامعه کمک کند اما در بعد افراطي مي تواند به تهاجم فرهنگي تبديل شود.  

-         تهاجم فرهنگي : توريست هاي کشورهاي صنعتي زماني که به کشورهايي با فرهنگ سنتي مي روند به همراه خودشان شيوه هاي رفتاري و لباس پوشيدن و غذا خوردن و نوشيدني هاي خودشان را به ميزبان عرضه مي کنند ، در حقيقت نه داد و ستد فرهنگي بلکه هجوم فرهنگي در کار است . ورود ميليون ها بيگانه با رفتارهاي غير عادي براي فرهنگ هاي سنتي و اصيل مي تواند اساس نظم اخلاقي جامعه ميزبان را به هم بريزد و بدون شک در ميان توريست ها افراد بي بند وبار هم هستند که اين مسئله وضع را بدتر مي کند .

الگوها و معيار هاي نامطلوب فرهنگي و اجتماعي فقط با ورود توريست هاي خوش گذران به کشورهاي سنتي پخش نمي شود بلکه زماني که جهانگردي از کشورهاي سنتي به کشورهاي ديگر به خصوص آنهايي که در حفظ ارزش هاي فرهنگي و شئونات اجتماعي و اخلاقي خود هيچگونه نظارت و حساسيتي ندارند وارد مي شوند بازهم خطر انها را تهديد مي کند.

-         تداوم ميراث فرهنگي : گذر زمان در جوامع در حال توسعه گاهي موجب کم شدن توجه مردم از ميراث فرهنگي و هنري خود مي شود و سنت ها کمرنگ و نزد مردم از مد افتاده مي شوند و يا فقط نمادي از آنها نزد کهنسالان باقي مي ماند اما وقتي گردشگري با توجه گردشگري فرهنگي گسترش پيدا کند اين سنت ها و جشن ها و آيين ها با تقاضا روبه رو مي شوند که نتيجه ي آن مي تواند زنده سازي و تقويت ميراث فرهنگي باشد . البته اين کار مي تواند يک تاثير منفي هم داشته باشد و آن اين است که ممکن است اين فرهنگ ها جنبه ي بازاري به خود بگيرند يعني طوري اجرا شوند که مورد خوشايند گردشگران واقع شود نه آن طور که واقعا بوده. (گوهري، محمدرضا : برگرفته از آدرس  : http://tourismindustry.blogfa.com/post-32.aspx)

 

بخش دوم

4-  درباره شهرستان سلماس

4-1-تاريخچه

شهرستان سلماس از جمله شهرستانهاي شمال استان آذربايجان غربي است . به لحاظ تاريخي ، اين شهرستان در زمان هخامنشيان زاروند يا زروند خوانده مي شد . با اين حال اين شهرستان ، قدمتي باستاني و تاريخي بيش از اين دارد . کاوش هاي باستان شناختي در تپه باستاني ( کول تپه ) ، خبر از تمدن چندين هزار ساله در اين شهرستان مي دهد . دهكده نه هزار ساله سلماس –اهروان ( اهرنجان ) – که در واقع ، قديمي ترين محل اسكان بشري در منطقه خلور ميانه بوده است ، دليل اين مدعاست . اواخر سال 1371هـ .ش بود كه يك دهكده باستاني بي نظير در شهرستان سلماس به اطلاع جهانيان رسيد . اين دهكده كه از نوع خود جزو قديمي ترين دهكده هاي واقع در خاور ميانه مي باشد و از اين حيث از اهميت زيادي برخوردار است در شمال شهر سلماس در نزيديكي كوي فرهنگيان قرار دارد كه سلماسي ها آن را به علت وجود خاكستر ( كول ) (كول تپه )مي نامند . در سال ها اخير كشاورزان همسايه با اين دهكده كهنسال و زعم آنان معدن خاكستر ، خاك مقوي  آن را براي تقويت زمينهاي مزروعي خود مي بردند . به طوري كه از اين دهكده باستاني تنها چهار هكتار باقي مانده است .. در اين مكان باستاني ابتدا سنگ هاي اوبسيدين از معادن آتشفشاني غرب سلماس و بعضا تركيه وارد و پس از اعمال كار هاي صنعتي روي اين سنگ ها ، آنها را به ابزار و آلات برنده و جنگي مانند چاقو ، سر نيزه و آلات ديگر تبديل و به ديگر اقوام ديگر جهان صادر كرده و تجارت مي كردند . وجود مصنوعات سنگي شامل ظروف ، سيني هايگرد ، سيني هايسفال و وزنه هاي گرد سنگي معروف  فعاليتهاي زيادي براي تامين غذا از طريق كشاورزي در اين منطقه بود است . در اين منطقه همچنين سفالهاي منقوش خاكستري متمايل به سياه و مسطح سفالي كشف شده كه سفالهاي از نوع سفالهاي نخجوان مربوط به دوره برنز قديم در دو هزار و نهصد سال قبل از ميلاد است . يكي از نكات برجسته در مورد تاريخ اين دهكده اين است كه ابتدا اين دهكده در زمين مسطح بوده و وسعت قابل ملاحظه آن در قديم نيز نشانگر آباد و پر جمعيت بودن اين دهكده باستاني بوده و بعدا در طي سالهاي متمادي ، لايه هاي تاريخي به آن اضافه شده است . به طوري كه در لايه هاي فوقاني در اين تپه نشاني از استقرار سه دوره فرهنگي مربوط به هزاره هاي ششم و پنجم و چهارم قبل از ميلاد وجود دارد ، سفالهاي مكشوفه از كول تپه از لحاظ قدمت در موقعيت پايين تري قرار دارند با اين حال بر اساس علم جديد باستانشناسي ، پس از سنگ ،سفال قديمي ترين و دقيق ترين پديده و ابزاري است كه براي گاه شناسي و تعيين تاريخ انسان بدوي و ماقبل تاريخ سنديت دارد و نيز نمودارگوياي است از پيشرفت تمدن و فرهنگ انسانه در ادوار گذشته به طوري كه بعضي از محققين پا را از اين هم فراتر نهاده سفال را تعيين كننده تاريخ تمدن بشري دانسته اند. ( اسمعيلي : برگرفته از وبلاگ سلماس نگين آذربايجان : http://snair.blogfa.com/post-13.aspx )

4-2-جاذبه هاي توريستي

سلماس شهري است که تماشاي آثار و مکانهاي ديدني آن ، نظر هر بيننده اي را به خود جلب مي کند . اين شهر ، شهر سيب ، عسل ، فرش ، گلهاي محمدي و بوي گلهاي لاله زار شهداست . شهري با قدمت ده هزار ساله که از هر گوشه گوشه تاريخ ، يادگاري در خاکش به همراه دارد . بناها و آثار تاريخي و جاذبه هاي ديدني اين شهر ، اگر چه به لحاظ ميزان کاوشهاي باستاني مورد بي مهري قرار گرفته است و آنگونه که بايد محوطه هاي باستاني اين شهر مورد مطالعه قرار نگرفته اند ، با اين وجود ، شمار آنها به قدري است که بتوان اين شهر را هم به لحاظ جادبه هاي طبيعي و هم به لحاظ جاذبه هاي باستان شناختي ، در زمره شهرهاي توريستي قلمداد نمود .  در ادامه جاذبه هاي توريستي اين شهرستان را از نظر مي گذرانيم :

شهرستان سلماس ، به لحاظ قدمت تاريخي ، مقام اول را در خاورميانه به خود اختصاص داده است . مکانها و محوطه هاي باستانشناختي از جمله قديمي ترين روستاي خاورميانه ( اهرنجان ) ، گورچين فلعه ، زنجير قلعه ، قلعه هدر ، قاعه چهريق ، قلعه ميناس ، حجاري هاي خان تختي ( سنگ نگاره خان تختي ) ، اوچ قارداش داغي ، کليساي هفتوان ، کليساي خسروآباد ، کليساي روستاي پته وير ، کليساي حضرت يعقوب ، کليساي آخته خانه ، کليساي ملحم و ... دليل روشني بر باستاني بودن اين منطقه مي باشد . از ديگر بناهاي تاريخي اين شهرستان مي توان به منطقه باستاني ديلمان ، حمام شيخ ، آقا مسجدي ديلمان ( مسجد امام حسن فعلي ) ، امامزاده برگشاد ، امامزاده تازه شهر و از مناظر و جاذبه هاي طبيعي گردشگري شهرستان ( جاذبه هاي اکوتوريستي ) به سواحل درياچه اروميه ، آبشار خورخورا ، دشت تمر ، رودخانه و سد زولا ، تالاب چيچک ، کوهستان شينتال ، آب معدني ميناس ، آبگرم ايسي سو ، چشمه صدقيان ، تالاب آغ زيارت ، دره دريک ، دره تمر ، رودخانه ديرعلي چاي و ... اشاره کرد . لازم به ذکر است که بسياري از تاريخي اين شهرستان ، از جمله اولين مدرسه به سبک نوين در آذربايجان با نام ميرزا سعيد سلماسي و مناره خاتون و ... ، در زلزله مهيب و مخرب 1309 از يمان رفتند . جريان مهاجرت اکراد عثماني به آذربايجان غربي و وقايع تاسف بار جيلولوق نيز در جريان افول رونق اين شهرستان تاثير زيادي داشتند .

4-3-موانع موجود بر سر راه جذب گردشگر در شهرستان سلماس

با توجه به مطالعاتي که از سوي نگارنده در شناسايي موانع موجود بر سر راه جذب گردشگر در شهرستان سلماس صورت گرفته است ، مي تواند موارد زيل را طرح نمود :

1.       عدم وجود هتل يا مهمانسراي مناسب براي ميهمانان داخلي و خارجي

2.        عدم وجود تفريحگاه هاي مناسب در شهرستان

3.         عدم وجود اداره گمرک در شهرستان

4.       عدم وجود راه ترانزيتي ( دو بانده نبودن جاده هاي مواصلاتي )

5.       عدم وجود شعباتي از سازمانهاي ميراث فرهنگي و گردشگري در شهريتان

6.       عدم وجود تابلوهاي راهنمايي شهري مناسب ( راهنمايآثار باستاني )

7.       عدم اطلاع رساني کافي در راستاي آگاه سازي مردم از مکانهاي تاريخي و گردشگري شهرستان

8.       عدم وجود انجمن ها يا آژانسهاي گردشگري اي که به جذب توريست در شهرستان اقدام نمايد

9.       عدم برگزاري همايشها و سمينارهايي براي معرفي نقاط و آٍر باستاني شهرستان و آسيب شناسي صنعت توريسم در اين شهرستان

10.    عدم آشنايي مردم با فرهنگ گردشگري و مناسبات ميان ميزبان و ميهبان گردشگري

11.    عدم تعامل رسانه ها و مطبوعات محلي و ميراث فرهنگي و گردشگري شهر براي معرفي آثار گردشگري

12.    عدم حمايت نهادها ذيربط از فعاليت ها و آثار فرهنگي و هنري توليد شده در شهرستان ( بروشورها ، سي دي ها و کتابهاي مربوط به اين شهرستان )

13.    نبود بسترهاي مناسب براي سرمايه گذاري و عدم حمايت از سرمايه گذاران در اين بخش

14.    عدم حمايت مادي و معنوي از فعالان و محققان حوزه گردشگري

15.    کمبود امکانات رفاهي و بهداشتي مربوط به گردشگري

16.    کافي نبود نبودن سايت ها و شبکه هاي اطلاع رساني رسانه اي و اينترنتي و در نتيجه نبود يک بانک اطلاعاتي منسجم در باره پتانسيل هاي گردشگري در شهرستان

17.    کم تيراژ بودن بروشورهاي گردشگري و به طور کلي آثار مادي مربوط به معرفي پتانسيل هاي گردشگري

18.    واقع شدن شهرستان در بن بست منطقه اي

19.    کم توجهي مسئولين به حوزه هاي زيباسازي شهرستان

و ...

اقدامات جديد انجام شده در حوزه گردشگري شهرستان به مثابه راهکارهايي که مي تواند به توسعه گردشگري شهرستان بيانجامد به شرح زير است :

1.       استفاده بهينه از خط راه آهن شهرستان

2.       راه اندازي سايت معرفي شهرستان سلماس

3.       انتشار کتابهاي تاريخي و معرفي مکانهاي باستاني

4.       چاپ نقشه گردشگري شهرستان

5.       انتشار سي دي بانک اطلاعاتي سلماس به صورت نرم افزاري ( براي اولين بار در شمال غرب کشور )

6.       انتشار سي دي هاي مستند معرفي شهرستان سلماس

و برنامه هاي در دست اجرا شامل

7.       افتتاح موزه شهرستان ( با 98/.  پيشرفت کار )

8.       احداث هتل سه ستاره در شهرستان

9.       تکميل فازهاي بعدي پارک ديلمان باغي

10.    احداث اتوبان کمري شهرستان

11.    احداث تفريگاه هاي جديد

12.    تعقيب و راه اندازي بازار ويژه اقتصادي

و ...

 

جمع بندي

با عنايت به طرح مسائل و مشکلاتي که موانع عمده ي توسعه صنعت گردشگري در شهرستان سلماس محسوب مي شوند ،در حال حاضر ، براي شهرستان سلماس ، نمي توان صنعتي با عنوان صنعت توريسم متصور شد . در بهترين حالت و با اندکي اغماض مي توان گفت که صنعت توريسم اين شهرستان ، صنعتي بسيار نوپاست که در صورت توجه به پتانسيل هاي غني و ثروتمند اين شهرستان ، مي توان اين صنعت را به صنعت درجه اول اين شهرستان تبديل نمود . پتانسيلهاي تاريخي و باستان شناختي اين شهرستان در کنار جاذبه هاي طبيعي گردشگري ، قابليت تبديل اين شهرستان را به يکي از قطب هاي گردشگري کشور و حتي در سطوح بين المللي را نشان ميدهد . اميد است با توجه مسئولين شهرستان از طرفي و رغبت سرمايه گذاران به سرمايه گذاري در اين بخش ، اين صنعت فرهنگي و اقتصادي ، جان تازه اي بگيرد و سلماس ، به جايگاه واقعي خود درمقايسه با ديگر شهرستان ها دست يابد . کلام آخر را بايد چنين گفت :

سلماس ، نه تنها نگين آذربايجان ، که گوهري است تابناک در تاريخ انسانيت . شهري که مردمانش بعد از زلزله اي فاجعه بار ، دوباره پا مي خيزند و شهري به سرو قامتي سلماس ، از نو مي سازند ، بي شک سزاوار ستايش اند .

 

منابع

- اسماعيلي ، علي : برگرفته از وبلاگ سلماس نگين آذربايجان : http://snair.blogfa.com/post-13.aspx )

- زاهدي ، شمس السادات ، مباني توريسم و اکوتوريسم پايدار (با تاکيد بر محيط زيست) ، تهران ، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي ، 1386 .

- گوهري، محمدرضا : برگرفته از وبلاگ  : http://tourismindustry.blogfa.com/post-32.aspx

- فکوهي ، ناصر ، انسان شناسي شهري ، تهران ، انتشارات ني ، 1381 .

- ملک زاده دیلمقانی،توحید -برگرفته از وبلاگ  : http://tohidmelikzade.blogfa.com